توضیحات
هدف اصلی [1]DMN ارائه یک زبان نمادگذاری مشترک است که بهراحتی توسط همه کاربران کسبوکار قابل درک باشد؛ از تحلیلگران کسبوکارها که نیاز به الزامات اولیه تصمیمگیری و سپس مدلهای تصمیمگیری دقیقتر دارند گرفته تا توسعه دهندگان فنی قابل درک باشد.
تصمیمگیری از دو منظر مختلف توسط استانداردهای مدلسازی موجود، مورد بررسی قرار میگیرد:
- مدلهای فرآیند کسبوکار (بهعنوان مثال BPMN) میتوانند با تعریف وظایف یا فعالیتهای خاصی که تصمیمگیری در آنها صورت میگیرد، توازن عملیات تصمیمگیری را در داخل فرآیندهای کسبوکار توصیف نمایند.
- منطق تصمیمگیری (بهعنوان مثال PRRوPMML) میتواند منطق خاصی را که برای تصمیمگیریهای فردی استفاده میشود، بهصورت قوانین کسبوکار، جداول تصمیمگیری یا مدلهای تحلیلی اجرایی تعریف نماید.
با اینحال، تعدادی از صاحب نظران دریافتهاند که تصمیمگیری دارای ساختاری داخلی است که در هیچ یک از این دیدگاههای مدلسازی تصویر نشده است. هدف DMN این است که چشم انداز سومی مهیا نموده (نمودار الزامات تصمیمگیری) و پلی میان مدلهای فرآیند کسبوکار و مدلهای منطق تصمیمگیری ایجاد نماید:
- مدلهای فرآیندهای کسبوکار در بخشی از فرآیندهای کسبوکار که در آن نیاز به تصمیمگیری است وظایفی را تعریف میکنند.
- نمودار الزامات تصمیمگیری، تصمیماتی که باید در آن وظایف گرفته شوند، روابط متقابل آنها و نیازی که به منطق تصمیمگیری دارند را تعیین میکند.
- منطق تصمیمگیری، تصمیمات موردنیاز را با جزئیات کافی برای تأیید اعتبار و یا اتوماسیون تعریف میکند.
- نمودار الزامات تصمیمگیری، تصمیماتی که باید در آن وظایف گرفته شوند، روابط متقابل آنها و نیازی که به منطق تصمیمگیری دارند را تعیین میکند.
- منطق تصمیمگیری، تصمیمات موردنیاز را با جزئیات کافی برای تأیید اعتبار و یا اتوماسیون تعریف میکند
سه کاربرد DMN:
- برای مدلسازی تصمیمگیریهای انسانی
- برای مدلسازی الزامات مربوط به تصمیمگیریهای خودکار
- برای اجرای تصمیمگیریهای خودکار
نمودارهای الزامات تصمیمگیری و منطق تصمیمگیری در کنار هم میتوانند یک مدل تصمیمگیری کامل را ارائه دهند که با مشخصکردن جزئیات تصمیمگیری انجام شده در وظایف فرآیند، مدل فرآیند کسبوکار را تکمیل میکنند. روابط بین این سه جنبه از مدلسازی در شکل زیر نشان داده شده است.

[1] – Decision Model and Notation





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.